خواستم خودم و گول بزنمِِ؛همه ی خاطراتم و انداختم یه گوشه ای و گفتم :فراموش...! اما یه چیزی ته قلبم خندید و گفت:یادمه...! (( بشکت اگر دل من به فدای چشم مستت ... ... ... سر خم می سلامت شکند اگر سبویی )) ...